استخدام کارشناس فروش تلفنی و حضوری در شرکت سلامت پیشرو ایمن سپاهان(سپاس) - کلیک کنید

حدود مجاز مواجهه شغلی با عوامل شیمیایی

حدود مجاز مواجهه شغلی با عوامل شیمیایی

کار با مواد شیمیایی

مقدمه

در این فصل حدود مجاز مواجهه شغلی تعیین شده عوامل زیان آور شیمیایی به همراه مطالب تکمیلی مفید جهت بیان بهتر واژه های اختصاصی و تعاریف و کاربرد هر یک از آنها ارائه میشود. حد مجاز مواجهه بایستی توسط کارشناسان و متخصصان بهداشت حرفهای مورد استفاده قرار گیرد. این حدود با هدف ارزیابی و کنترل مخاطرات محیط های کاری تعیین شده است و نباید در موارد دیگر مثل ارزیابی و کنترل آلودگی هوای مناطق شهری، روستایی یا زیست محیطی مورد استفاده قرارگیرند. همچنین از این حدود نباید برای برآورد پتانسیل سمیت مواجه های مداوم و بی وقفه یا دوره های کاری طولانی مدت استفاده نمود. از دیگر موارد ممنوعیت استفاده از حدود مجاز برای اثبات یا رد وجود یک عارضه یا بیماری در افراد است. حد مجاز مواجهه شغلی تعیین شده برای عوامل شیمیایی بسته به نوع حد، تعاریف و کاربردهایویژه دارد. انتظار میرود با تأمین شرایط مناسب و اعمال اقدامات کنترلی در محیط های کاری به طوری که منجر به کاهش مواجهه شاغلین با عوامل شیمیایی با غلظت کمتر از حدود مجاز مواجهه آنها گردد، اثرات سوء کوتاه مدت و بلند مدت ناشی از این عوامل در شاغلین ایجاد نگردد. به دلایل مختلف از جمله تفاوت در حساسیت و آسیب پذیری افراد، ممکن است بخش کوچکی از شاغلین در اثر مواجهه با مقادیر معادل و یا حتی کمتر از حد تعیین شده دما و عوارض جزئی، بیماری یا عارضه جدی و تشدید یا پیشرفت عوارض و بیماریهای قبلی شوند. در این موارد، متخصص طب کار بایستی این گروه از افراد را شناسایی و تحت مراقبت ویژه قرار دهند. بنابراین هرمند ملاحظات کافی برای تدوین این حدود مجاز اعمال شده است اما باید در نظر داشت که حدود اعلام شده مرز قطعی بین ایمنی و خطر مواجهه شغلی با مواد شیمیایی نمیباشد و همواره باید جانب احتیاط را مراعات نمود و عقل و منطق حکم میکند که غلظت تمام آلایندههای هوای محیط کار در پایین ترین سطح ممکن کنترل شود. علاوه بر حساسیتهای فردی عوامل دیگری نیز میتواند در مواجهه با غلظت های برابر یا کمتر از حد مجاز مواجهه شغلی در بروز اثرات سوء بر سلامتی مؤثر باشد که از آن جمله میتوان خصوصیات ارثی و مادرزادی، سن، عادات فردی، استعمال سیگار، مواد مخدر، درمانهای دارویی و مواجه های قبلی با موادشیمیایی را نام برد. استعمال دخانیات میتواند سیستمهای بدن را در برابر مواد سمی تضعیف نموده و نیز باعث تشدید اثرات بیولوژیک مواد شیمیایی موجود در محیط کار شود. منابع اصلی که در تعیین این حد مجاز مواجهه شغلی مورد استفاده و استناد قرار گرفتهاند عبارتند از:

اطلاعات حاصل از تجارب محیط کار کشوری، مطالعات تجربی بر روی انسان، حیوانات و یا ترکیبی از منابع مذکور، استفاده از حدود مجاز برخی از کشورها و سازمانهای معتبر که در مقدمه کتاب آمده است. بر این اساس مبنای تعیین حد مجاز شغلی برای مواد شیمیایی مختلف متفاوت است و بعلاوه در تعیین آن برای برخی مواد پیشگیری از بیماری یا عارضهای خاص مورد نظر بوده و در مواردی نیز حالاتی نظیر:

تحریک، تخدیر، آزاردهندگی و استرسزایی مبنا و پایه تعیین حد مجاز شغلی قرارگرفته اند.

در ویرایش مهارم حدود مجاز مواجهه عوامل شیمیایی فهرستی نزدیک به 344 ماده شیمیایی به فهرست قبلی اضافه شده است که برگرفته از حدود مجاز مواجهه برخی از سازمانهای معتبر یا حدود ملی برخی ازکشورها میباشد. با توجه به آنکه مبنای تعیین حدود برای برخی از مواد بطور دقیق مشخح نشده یا در دسترس نبوده لذا در ستون مربوط به مبنای تعیین حدود این مواد مطلبی ارائه نشده است. در ضمن در تدوین این حدود سعی شده است که علاوه بر اثرات و عوارو عوامل شیمیایی، شرایط و محدودیتهای فنی، اقتصادی و قابلیتهای اجرائی نیز در نظر گرفته شوند. به دلیل تفاوتهای موجود در کیفیت و کمیت اطلاعات مورد استفاده برای تعیین حد مجاز مواجهه شغلی مواد مختلف، ارقام تعیین شده دارای دقت یکسانی نیستند. لذا جهت تعیین مقدار دقیق حد مجاز مواجهه باید جدیدترین و مطمئنترین مستندات و اطلاعات مورد استفاده قرار گیرد. این موضوع باید همواره به اطلاع مسئولین ذیربط در مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی رسانده شود تا در بازنگریهای بعدی حدود مجاز مواجهه شغلی مورد استناد قرار گیرد.

حدود مجاز مواجهه

حدود مجاز مواجهه شغلی با عوامل شیمیایی در سه گروه: 1متوسط وزنی – زمانی   2حد مواجهه شغلی کوتاه مدت

حد مجاز مواجهه سقفی با کاربردهای گوناگون و مکمل ارائه شده است. برای اکثر عوامل، حد متوسط وزنی زمانی به تنهایی یا همراه با حد مجاز مواجهه شغلی کوتاه مدت ارائه شده است. برای برخی از مواد نظیرگازهای محر نیز فقط حد مجاز مواجهه سقفی کاربرد دارد. اگر میزان مواجهه شاغلین از هر یک از سه حد ارائه شده فزونی یابد احتمال مخاطرات شغلی ناشی از آن ماده شیمیایی وجود خواهد داشت. بنابراین زیر بنای هر برنامه ارزیابی عومل شیمیایی محیط کار، تعیین نوع حد مجاز مواجهه

شغلی آن و انتخاب روش پایش متناسب با آن حد می باشد. در مواردی که حدود مجاز مواجهه دو عامل شیمیایی با هم برابر باشند، ضرورتاً به معنی اثرات یکسان یا مشابه آنها نیست بلکه ممکن است هر یک از آنها اثرات کاملاً متفاوتی از همدیگر داشته باشند. اگرمه حدود مجاز ارائه شده در این بخش برای غلظت مواد شیمیایی در هوا می باشد اما برای برخی از آنها ممکن است مواجهه پوستی نیز امکانپذیر باشد )به مبحث تعاریف و نمادها رجوع شود(.

متوسط وزنی- زمانی (OEL-TWA)

عبارت است از متوسط غلظت مجاز ماده شیمیایی در 5 ساعت کار روزانه و 40 ساعت کار در هفته به طوری که مواجهه مستمر و روز به روز با این مقدار تقریباً در کلیه کارگران باعث ایجاد عارضه نامطلوبی نگردد مشروط بر آنکه فاصله زمانی بین پایان 5 ساعت کار و شروع مجدد آن کمتر از 13 ساعت نباشد و در این مدت با همان مواد شیمیایی یا عوامل تشدید کننده اثرات آنها مواجهه نداشته باشند. گمان میرود دستگاههای دفاعی بدن بتوانند سموم حاصل از 5 ساعت کار را دفع و یا بوسیله پدیدههای بیولوژیکی خنثی نمایند. بایستی در نظر داشت که اگرمه در برخی از موارد محاسبه غلظت متوسط هفتگی )بدون در نظر گرفتن روزهای کاری( ممکن است مناسب باشد، اما حدود تعیین شده با شرط 5 ساعت کار روزانه میباشد و بایستی متوسط غلظت روزانه با حدود تعیین شده مورد مقایسه قرار گیرد.

حد مجاز شغلی کوتاه مدت (OEL-STEL)

عبارت است از حد مجاز مواجهه میانگین وزنی - زمانی 34 دقیقهای با یک عامل شیمیایی است که در هیچ زمانی از یک شیفت کاری نباید غلظت آن عامل از این حد بیشتر باشد حتی اگر میانگین مواجهه 5 غلظتی از یک عامل شیمیایی است که اعتقاد OEL-STEL . باشد OEL-TWA ساعته شاغلین کمتر از حد بر این است که کارگران می توانند برای کوتاه مدت با غلظتهای کمتر از آن بطور مداوم مواجهه داشته باشند بدون آنکه عوارو زیر را ایجاد کند:

3) تحریک

2) آسیبهای بافتی مزمن یا غیر قابل برگشت

1) اثرات سمی وابسته به نرخ دوز

0) خواب آلودگی، به حدی که باعث ایجاد حادثه شده، و یا عکس العملهای فرد را برای دور شدن از عامل حادثه ساز مختل ساخته و یا کارایی وی را کاهش دهد.

 

اگر میانگین وزنی- زمانی مواجهه بیشتر از حد مجاز باشد ،  لزوماً قادر به حفاظت شاغلین OEL-STEL  برای آن دسته از مواد شیمیایی توصیه شده است که علاوه بر اثرات STEL . از اثرات مذکور نخواهد بود سمی مزمن دارای اثرات حاد شناخته شده نیز هستند و اثرات سمی حاد ناشی از مواجهه کوتاه مدت باOEL- غلظتهای بالای آنها در انسان یا حیوان گزارش شده باشد. با این وجود، ممکن است حد مجاز نباید از STEL تا TWA یک حد کاملاً مستقل و مجزا باشد. زمان مواجهه شغلی با غلظتهای بین STEL 34 دقیقه تجاوز نماید، این دوره زمانی مواجهه 34 دقیقهای میتواند حداکثر تا 0 مرتبه در طول 5 ساعت کار مداوم تکرار شود مشروط بر آنکه فاصله بین دو دوره 34 دقیقهای کمتر از 14 دقیقه نباشد. درصورتیکه اثرات بیولوژیکی مشاهده شده ناشی از مواجهه با عوامل شیمیایی با زمانهای متفاوت تضمین کننده باشند، میتوان مدت زمان 34 دقیقه را تغییر داد.

 

حد مجاز شغلی سقفی

عبارت است از غلظتی از ماده شیمیایی که مواجهه شغلی بیش از آن حد حتی برای یک لحظه نیز مجاز امکانپذیر نباشد، نمونه برداری باید در OEL-C نیست. اگر سنجش لحظهای ماده شیمیایی برای مقایسه با یک حداقل زمان کافی انجام شود تا مواجهه معادل یا بیشتر از حد سقفی تشخیح داده شود. کاربرد دارد و برای سایر مواد میتوان برحسب OEL-C برای برخی مواد مانند گازهای محر فقط اثرات فیزیولوژیک آنها از یک یا دو حد مجاز استفاده نمود. اعتقاد بر این است که حدود مجاز مبتنی بر تحریکات فیزیکی نباید کم اهمیت تر از حدود مجاز مبتنی بر آسیبهای فیزیکی تلقی شود. شواهد روزافزونی نشانگر آن است که تحریک ممکن است شروع کننده، افزایش دهنده یا تسریع کننده اثرات بهداشتی زیانآور از طریق بر همکنش با سایر عوامل شیمیایی یا بیولوژیک یا از طریق مکانیسمهای دیگر باشد. نکته مهم آن است که هرگاه غلظت ماده شیمیایی در هوای محیط کار از یکی از 1 حد مذکور تجاوز نماید امکان ایجاد مخاطره برای افراد وجود خواهد داشت.

 

محدوده های نوسان

برای آنها معین شده است به دلیل عدم وجود اطلاعات OEL-TWA تعداد کثیری از مواد شیمیایی که هستند. محدودههای نوسان در این موارد مورد استفاده قرار می گیرند. OEL-STEL کافی سم شناسی، فاقد آنها باشد، OEL-TWA در صورتی که میانگین غلظت مواجهه هشت ساعته کارگران با این مواد کمتر از نوسان کوتاه مدت غلظت مواجهه بیشتر از حد مجاز آنها باید کاملاً از آنجا که تجربیات سمشناسی و بهداشت صنعتی دلایل و شواهد مشخصی برای تعیین مقادیر مجاز افزایش (OEL-TWA) کنترل شود  نمیدهند لذا هر فرآیندکاری باید به قدر کافی کنترل شده باشد تا نوسان غلظت در آن در حدود قابل قبول انجام شود و حداکثر نوسان پیشنهاد شده نیز باید مرتبط با نوساناتی که غالباً در فرآیند واقعی صنعت مورد نظر اتفاق می افتد باشد.

برای حداکثر 14 دقیقه در خلال یک OEL-TWA نوسانات غلظت مواجهه شاغلین میتواند تا 1 برابر نباشد. تحت هیچ شرایطی دامنه OEL-TWA روز کاری باشد بهشرطی که میانگین مواجهه کارگر بیشتر از تجاوز کند. OEL-TWA نوسانات مواجهه کارگر حتی برای یک لحظه هم نباید از 4 برابر رویکرد اصلی در تعیین حداکثر حد نوسانات پیشنهادی در مورد یک عامل شیمیایی با میزان تغییرپذیری معمول مشاهده شده در فرایندهای واقعی صنعتی است. مطالعه بر روی تعداد زیادی از تحقیقات و بررسیهای بهداشت صنعتی انجام شده نشانگر این بوده است که مقادیر مواجهه کوتاه مدت عموماً دارای توزیع لگ نرمال 1 (لگاریتمی نرمال) هستند.

با وجود آنکه مباحث کامل تئوری و ویژگیهای توزیع لگ نرمال فراتر از اهداف این بخش است لذا فقط توصیف مختصری از واژههای مهم ارائه شده است. در توزیع لگ نرمال، باید از میانگین هندسی و انحراف معیار هندسی استفاده نمود. در این توزیع شاخح تمایل مرکزی عبارت از آنتی لگاریتم میانگین لگاریتم مقادیر نمونهها است. این توزیع دارای مولگی 2 بوده و میانگین هندسی آن همیشه کومکتر از دارد. در توزیع لگ نرمال، (sdg) میانگین حسابی و مقداری است که بستگی به انحراف معیار هندسی %15/ انحراف معیار هندسی، معادل آنتی لگاریتم انحراف معیار لگاریتم مقادیر نمونه است. در این توزیع 21 قرار میگیرند. sdg × mg و sdg / mg مقادیرنمونهها، بین اگر مقادیر مواجهه کوتاه مدت در یک شرایط معین دارای انحراف معیار هندسی 2 باشد، 4 % از کل 1 برابر میانگین هندسی خواهند بود. اگر در فرایندی تغییر پذیری بیش از این مقدار / مقادیر، فراتر از 31 باشد آن فرآیند تحت کنترل مناسب نبوده و باید اقدامات لازم برای کنترل شرایط کار اعمال شود. اساس ندارند نیز STEL هستند ولی (OEL-TWA) پیشنهاد حد نوسان برای دسته ای از مواد شیمیایی که دارای بر این مسئله استوار است.

رویکرد اصلی این بخش ساده سازی مفهوم توزیع لگ نرمال غلظت است اما در هر حال بهتر است توسط متخصصین بهداشت حرفهای مورد استفاده قرار گیرد. در صورتی که نوسانات مواجهه در حدود پیشنهاد شده حفظ شوند، انحراف معیار هندسی مقادیر اندازهگیری شده غلظت نزدیک 2 خواهد بود و اهداف مورد نظر حاصل خواهد شد. منانچه در برخی از محیطهای کاری انحراف معیار هندسی بیشتر از2 بوده و توزیع داده ها مشخح باشد، منانچه ریسک اثرات زیانبار بهداشتی حاصل از آن ماده افزایش نیافته باشد، توصیه میشود که حدود نوسان مربوط به آن محیط کار بر اساس دادههای موجود، اصلاح یک ماده شیمیایی موجود OEL-C یا OEL-STEL شود. در صورتیکه اطلاعات سم شناسی برای تعیین باشد، این حدود نسبت به حد نوسان اولویت خواهند داشت.

با حد مجاز مواجهه شغلی سقفی STEL و TWA مقایسه حد مجاز مواجهه شغلی یک ماده شیمیایی ممکن است دارای ویژگیهای سم شناسی خاصی باشد که نیازمند استفاده از باشد. مقداری از غلظت مواجهه با یک ماده که OEL-STEL یا OEL-TWA به جای حد نوسان OEL-C تجاوز کند بدون آنکه آسیبی به سلامت شاغل وارد TWA می تواند برای کوتاه مدت از حد مجاز مواجهه نماید بستگی به عواملی زیادی دارد که عبارتند از: ماهیت آلاینده، امکان ایجاد مسمومیت حاد در مواجهه با غلظتهای زیاد حتی در کوتاه مدت، احتمال اثرات تجمعی و تعداد دفعات و طول مدت زمان مواجهه با غلظت های بالا. هنگام تصمیمگیری در مورد وجود یا عدم وجود وضعیت مخاطره آمیز باید کلیه موارد روشی بسیار موفق ،(TWA) فوق را درنظر گرفت. اگرمه غلظت میانگین وزنی زمانی آلایندههای هوابرد و عملی برای تطبیق با حدود مجاز است اما در موارد خاصی، این تطبیق ممکن است نامناسب باشد. عبارت است از مرز معینی که غلظت نباید از آن حد بیشتر شود و (OEL -C) حد مواجهه شغلی ت سقف براساس اثرات اختصاصی آنها تعیین OEL برای گروهی از مواد استفاده میشود که غالباً اثرات آنی داشته و حدی است که بطور مشروط (OEL –TWA) میشود در حالیکه حد مواجهه شغلی متوسط وزنی- زمانی آن تعیین (TWA) را مجاز میسازد زیرا در طی زمانی که متوسط وزنی-زمانی OEL نوسان مقادیر بالاتر ازOEL نوسان نماید، مشروط بر آنکه مقادیر کمتر از OEL میشود غلظت ماده میتواند به بالاتر یا پایین تر از مقادیر بالاتر از آن را جبران نماید. متوسط وزنی- زمانی را میتوان برای یک روز کاری و در برخی موارد و نوسان مجاز قاعدهای است که در برخی OEL نیز برای یک هفته کاری محاسبه نمود، البته رابطه بین به عواملی بدین شرح بستگی دارد: OEL موارد کاربرد ندارد زیرا مجاز بودن نوسان غلظت به بالاتر از ماهیت آلاینده، آیا آلاینده در غلظتهای زیاد حتی در کوتاه مدت ایجاد مسمومیت مینماید یا خیر؟ آیا اثرات آلاینده تجمعی است یا خیر؟ و بالاخره تعداد دفعات و طول مدت زمانی که غلظتهای بالا در آن (TWA-STEL-C) اتفاق میافتد. لذا باید توجه داشت که روش نمونهگیری برای تعیین انواع حدود مجاز میتوان از یک نمونهگیری کوتاه مدت (C) متفاوت است. بطور مثال برای تعیین حد مواجهه شغلی سقف به تعداد کافی نمونه در یک شیفت یا یک دوره کامل TWA و مختصر استفاده نمود ولی برای تعیین حد کاری نیاز است.

 

حدود مجاز مخلوط مواد شیمیایی

در استفاده از حدود مجاز مواجهه در ارزیابی مخاطرات بهداشتی ناشی از مواجهه همزمان با دو یا مند ماده شیمیایی، باید ملاحظات ویژهای در نظر گرفته شوند. در ضمیمه این بخش، بطور مختصر این ملاحظات و روشهای محاسباتی مربوط به آن همراه با مثالهایی ارائه شده است.

 

تغییرات در شرایط و برنامه هاي کاري

کاربرد حدود مجاز مواجهه براي شرایط محیطی غیرمعمول

 زمانی که شاغلین در شرایط دما و فشار با تفاوت قابل توجهای با وضعیت نرمال (NTP) دمای 25°C  با آلایندههای هوا مواجهه دارند، باید در مقایسه نتایج نمونه برداری با حدود مجاز mmHg و فشار محاسبه شده از حجم نمونه بدون تصحیح  TWA مواجهه دقت نمود. برای آئروسولها، غلظت مواجهه شرایط دما و فشار باید مستقیماً با حدود مجاز مواجهه تعیین شده مقایسه شود. برای گازها و بخارات، گزینه های مختلفی برای مقایسه نتایج نمونه برداری هوا با حدود مجاز مواجهه وجود دارد. یک روش ساده به این ترتیب است که:

الف ) غلظت مواجهه بر حسب واحدهای جرم بر حجم بدون تصحیح شرایط دما و فشار تعیین شود.

ب ) چنانچه واحد حد مجاز آلاینده بر حسب mg/m یا سایر واحدهای جرم بر حجم نبود ، واحد آن به mg/m تبدیل شود. در رابطه تبدیل واحدها ، حجمی که مول از گاز 45/2  لیتر لحاظ شود.

ج ) نتیجه اندازه گیری غلظت با حد مجاز با واحدهای یکسان مقایسه شود.

در مقایسه نتایج نمونهبرداری تحت شرایط جوی غیرمعمول با حدود مجاز، مندین پیش فرو درنظر گرفته میشود. یکی از این فرضیه ها این است که حجم هوای استنشاقی شاغل در یک روز کاری تحت شرایط دما و فشار متوسط محیط در مقایسه با شرایط استاندارد، مندان تفاوتی ندارد. یک فرو دیگر برای گازها و بخارات آن است که دوز جذب شده با فشار نسبی ترکیب استنشاق شده مرتبط است. نتایج نمونه برداری حاصله تحت شرایط غیرمعمول را نمیتوان به سهولت با حدود مجاز تدوین شده مقایسه نمود. منانچه شاغلین در مواجهه با فشارهای خیلی زیاد یا خیلی کم باشند، بایستی مراقبت شدید در این مقایسه ها اعمال شود.

برنامه هاي کاري غیرمعمول

کاربرد حدود مجاز برای برنامه های (زمان بندی) کاری بسیار متفاوت با شرایط معمول 8  ساعت کار روزانه و 40  ساعت هفتگی، نیازمند تحلیل خاصی به منظور حفاظت از منین شاغلینی در مقایسه با شاغلین با برنامه زمان بندی کاری معمول است. هفته های کاری کوتاه به شاغلین این اجازه را می دهد تا شغل(های) دیگری داشته باشند که در آن شغل ممکن است مواجه های مشابه داشته باشند که در نتیجه علیرغم اینکه حتی در هیچ یک از مشاغل مواجهه بیشتر از حد مجاز نبوده اما در مجموع مواجهه فرد بیش از حد مجاز باشد.

مدلهای ریاضی متعددی برای تحلیل برنامههای زمانبندی کاری غیرمعمول ارائه شده است. برحسب اصول سم شناسی، هدف کلی آنها شناسایی دوزی است که اطمینان حاصل نمود که پیک بار بدنی 1 روزانه یا هفتگی از آنچه که در طی یک شیفت 8  ساعته روزانه و 5 روز در هفته رخ می دهد، تجاوز نمیکند. مدل دیگر نشان دهنده برنامه زمان بندی غیر معمول، مدل بریف و اسکالا 2 می باشد. این مدل حد مجاز را متناسب با افزایش زمان مواجهه و کاهش زمان بهبود 9 یا زمان بازگشت (زمان بدون مواجهه)، کاهش میدهد. این مدل معمولاً برای برنامههای زمان کار بیشتر از 5 ساعت روزانه یا بیشتر از 04 ساعت هفتگی مورد استفاده قرار میگیرد. این مدل نباید برای تحلیل مواجه های بسیار زیاد تحت شرایطی که مدت زمان در ظرف OEL-TWA مواجهه خیلی کوتاه است مورد استفاده قرار گیرد (به عنوان مثال مواجهه 5 برابرOEL- مدت 3ساعت و در باقی زمان شیفت کاری هیچ مواجههای نباشد). در این رابطه باید حدود نوسان یا برای جلوگیری از کاربرد نامناسب این مدل برای شیفتها یا دورههای مواجهه بسیار کوتاه مدت، STEL مورد استفاده قرار گیرند.

در مدل بریف و اسکالا به این واقعیت توجه شده است که در هر روزکاری 32 ساعته، مواجهه با یک عامل شیمیایی 44 % بیش از یک شیفت کاری 5 ساعته در شرایط مشابه میباشد و دوره بازتوانی و سمزدایی بدن نسبت به آن عامل 24 % کمتر از شیفت 5 ساعته است (دوره سم زدایی از 31 ساعت به 32 ساعت کاهش می یابد). همچنین در این مدل به این نکته توجه شده است که تکرار مواجهه طی روزهای کاری در بعضی موارد ممکن است فشار زیادی را بر مکانیسمهای سمزدایی بدن وارد نماید تا جایی که این احتمال وجود داردکه تجمع سموم در ارگانهای هدف هر ماده روی دهد. این مسئله اغلب باعث میشود که علیرغم وجودمحدودهایمنیبرایمقادیر OEL مصونیتدرمقابلسمیتمواددرشیفتهایغیرمعمولکاهش یابد.

برای به کارگیری مدل بریف و اسکالا در مواجه های غیرمعمول ابتدا یک فاکتور یا ضریب کاهش روزانه و یا هفتگی با استفاده از روابط زیر محاسبه شده و ساس این ضریب در اعداد اعلام شده به عنوان  OEL-TWA ضرب شده تا OEL اصلاح شده بدست آید (مطابق رابطه زیر) :

کاربرد  مدل بریف و اسکالا آسانتر از مدلهای بسیار پیچیده مبتنی بر کنشهای فارماکوکینتیکی است. کاربرد این مدلها معمولاً مستلزم دانستن نیمه عمر هر ماده و برخی از مدلها نیازمند دادههای بیشتری است. مدل ارائه شده دیگر در این موارد، مبتنی بر استفاده از روش هابر برای محاسبه حدود مواجهه تعدیل شده است. اعداد تعیین شده با این روش نزدیک به اعداد حاصل از مدلهای فیزیولوژیکی فارماکوکینتیکی میباشند.
به دلیل آنکه OEL تعدیل شده، از سوابق و مشاهدات بلند مدت گذشته شاغل بهره نبرده است لذا در آغاز استفاده از این حد تعدیل شده، نظارت پزشکی شاغلین توصیه میشود. حتی اگر یک مدل نشانگر مواجهه شاغل در حدود مجاز باشد، بایستی از مواجه های غیرضروری اجتناب شود. مدلهای ریاضی نباید برای تعدیل مواجه های بیشتر از حد ضرورت مورد استفاده قرار گیرند.  مدل دیگری که توسط دانشگاه مونترال و موسسه تحقیقاتی بهداشت و ایمنی شغلی ارائه شده که برگرفته از مدل Haber برای محاسبه حدود مواجهه تعدیل شده می باشد. در این مدل مقادیر تعدیل شده حدود مواجهه نزدیک به مقادیر حاصل از مدلهای فارماکوکینتیک است. در این مدل با توجه به نوع اثرات، مواد شیمیایی در گروههای مختلفی طبقه بندی شده و روش تعدیل برای هر گروه متفاوت است. روش استفاده از این مدل به همراه جداول گروه بندی مواد شیمیایی برای شیفت ها و ساعات کار غیرمعمول مواجهه کارگران، در دستورالعملی که مرکز سلامت محیط و کار تدوین خواهد کرد، ارائه میشود.

 

واحدهای OEL

حدود مجاز مواجهه شغلی با مواد شیمیایی بر حسب ppm یا mg/m ارائه میشود. یک ماده شیمیایی استنشاق شده ممکن است به شکل گاز، بخار یا آئروسل باشد.
گاز: ماده شیمیایی است که مولکولهای آن در فضایی که در آن محبوس شدهاند (مثل سیلندر یا مخزن)، به طور آزاد تحت شرایط دما و فشار نرمال حرکت میکند. فرو می شود که گازها هیچ شکل یا حجم معینی ندارند.

بخار: فاز گازی یک ماده شیمیایی است که در شرایط نرمال دما و فشار به شکل مایع یا جامد است. میزان بخار متصاعد شده یک ماده شیمیایی بصورت فشار بخار بیان می شود و تابعی از دما و فشار است.

مئروسل: سوساانسیونی از ذرات جامد یا قطرات مایع در یک گاز است. انواع آئروسل ها عبارتند از: غبار، مسیت، دمه، مه، لیف، دود و مه دود. آئروسلها ممکن است با رفتار آئرودینامیکی و محل (های) ته نشینی آنها در سیستم تنفسی انسان متمایز شوند.

بخار و کسر قابل تنفس
این نماد زمانی استفاده میشود که یک ماده فشار بخار کافی برای بودن در هر دو فاز ذرهای و بخار را با نسبت معنیداری از دوز در غلظت OEL-TWA داشته باشد. هنگام تعیین IFV ، نسبت غلظت بخار اشباع 0 ( SVC) به OEL-TWA درنظر گرفته میشود. این نماد به طور معمول برای موادی با نسبت SVC/OEL بین 1/0 تا 10 مورد استفاده قرار میگیرد.

 

پوست

 نماد پوست برای موادی به کار می رود که سهم قابل توجهی از جذب آنها از طریق جلدی، غشاهای مخاطی و مشمها در اثر مواجهه با بخارات، مایعات و جامدات، انجام میشود. هرجا که مطالعات پوستی نشانگر آن باشد که جذب پوستی قادر به ایجاد اثرات سیستمیک بهدنبال مواجهه است، نماد پوست بایستی برای آن عامل مورد استفاده قرار گیرد. نماد پوست هشداری برای کارشناسان بهداشت حرفهای است مبنی بر اینکه ممکن است مواجهه بیش از حد مجاز بهدنبال تماس با مایع یا آئروسلها رخ دهد حتی در شرایطی که مواجه های هوابرد کمتر از حد مجاز است. نماد پوست نباید برای مواد شیمیایی که باعث تحریک پوستی میشوند به کار رود. البته این نماد ممکن است همراه با نماد حساسیت برای موادی استفاده شود که بهدنبال مواجهه جلدی باعث ایجاد حساسیت تنفسی میشوند. با وجودی که نماد پوست ممکن است برای مواد شیمیایی استفاده نشده باشد اما کارشناسان بهداشت حرفهای باید بدانند که عوامل متعددی هستند که ممکن است پتانسیل جذب پوستی یک ماده را که قابلیت ورود جلدی آن کم است را افزایش دهد. برخی از مواد می توانند به عنوان یک حامل عمل کنند به طوری که وقتی بر روی پوست قرار میگیرند یا با یک ماده مخلوط میشوند، می توانند میزان انتقال مواد را به داخل پوست افزایش دهند. علاوه بر این وجود برخی از شرایط جلدی نیز می تواند بر روی میزان ورود مواد از طریق پوست یا زخم تأثیرگذار باشد.
افزودنیهای موجود در محلولها و یا مخلوطها میتوانند بهطور قابل ملاحظهای قابلیت جذب پوستی را افزایش دهند. هرمند برخی مواد میتوانند سبب تحریک یا التهاب و یا حساسیت پوستی در شاغلین گردند، ولی این خصوصیات در ارزیابیهای مربوط به لزوم یا عدم لزوم ذکر نماد پوست دخیل نبوده اند ولی در هر حال ضایعات پوستی بطور قابل ملاحظه ای سبب افزایش جذب از راه پوست میگردند.

 

 

دپارتمان تولید محتوا ایمن سپاهان